ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
462
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است ، ولى چون بيشتر مردم به اين مرتبه از طواف نمىرسند مأمورند كه حسب امكان تشبّه به آن كنند تا مشمول اين مضمون شوند كه : « هر كس به قومي شباهت پيدا كند از آنها شمرده مىشود » . در بسيارى از موارد تشبيه شدّت مىيابد تا آنجا كه در حكم مشبّه به قرار مىگيرد وكسى كه به اين مرتبه از كمال ومقام دست يابد كسى خواهد بود كه در حق أو گفته شده « كعبه أو را زيارة مىكند وبر أو طواف مىنمايد » واين معنى از بعضي أولياء اللّه كه داراى قدرت مكاشفه بودهاند روايت شده است . اما استلام حجر - حاجى بايد به هنگام استلام حجر توجّه داشته باشد كه با خدا بيعت مىكند تا از أو فرمان برد وتصميم قطعي داشته باشد كه به اين بيعت وفا كند ومتوجّه اين آيهء شريفه باشد : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ « 17 » وبه همين دليل پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « حجر الأسود دست خداست در زمين ، مردم با أو مصافحه مىكنند چنان كه با برادرانشان » « 18 » . وقتي عمر حجر الأسود را بوسيد وگفت من مىدانم كه تو سنگى هستى كه سود وزيان ندارى واگر نديده بودم كه رسول خدا تو را مىبوسد تو را نمىبوسيدم . علي ( ع ) فرمود : ساكت باش اى عمر ، حجر الأسود هم ضرر مىزند وهم نفع مىرساند ، هنگامى كه خداوند سبحان از بني آدم پيمان بر خداوندى خود گرفت چنين فرمود : وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ . اين سنگ را مراقب آنها كرد تا برادرى امانتشان گواهى دهد ومعناى گفتهء انسانها به هنگام استلام حجر كه : امانتم را ادا وبه پيمانم وفا كردم تا در نزد
--> ( 17 ) سورهء فتح ( 48 ) : آيهء ( 10 ) : كسى كه نقض بيعت كند خود را شكسته است وكسى كه به وعده خود با خدا وفا كند بزودى پاداش بزرگى دريافت مىدارد . ( 18 ) الحجر الأسود يمين اللّه في الأرض يصافح بها خلقه كما يصافح الرّجل أخاه .